وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِیَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ حُنَفَاء وَیُقِیمُوا الصَّلَاةَ وَیُؤْتُوا الزَّکَاةَ وَذَلِکَ دِینُ الْقَیِّمَةِ
وأمر نشده اند مگربه اینکه بپرستند خدا را مخلصانه وبرای او سرفرود آورند و حقگرا باشند ، و نماز بخوانند ، و زکات بپردازند و این دین ارزشمند است و بس.
روزی کنار یکی از همراهان بودم که تازه با او آشنا شده بودم ، او متوجه گشت که من از اهل سنت هستم ، به من گفت که من هم از اهل سنت هستم . گفتم از کجا بدانم؟ گفت: سوال دینی بپرس. گفتم : اصول و پایه های اسلام چیست؟ مکثی نمود وگفت: نمی دانم، سوال دیگری بپرس. گفتم:اصول و پایه های ایمان چیست؟ بازهم مکثی نمود و گفت: نمیدانم. بعد گفت :منظور من این است که درمورد ابوبکر و عمر و... بپرس. گفتم: اینها هیچ اصل و فرعی در دین نیستند.
بعد از اینکه اصول اسلام و ایمان را برایش گفتم، اظهار داشت که او نمازهایش را نمی خواند!
چیزی که متأسفانه خیلی از افراد به آن توجهی نمی کنند اینست که فکر می کنند با ادعای دوستی با بزرگان دین ، مسلمان می شوند در حالی که اصول و پایه های اسلام را رها نموده اند.
چقدر افراد هستند که ادعای سنی یا شیعه بودن را دارند اما نمی دانند که قبل از انتخاب مذهب، باید مسلمان باشند!
توجه کنید که خداوند عزوجل اولین اقدام پس از توبه برای کسانی که وارد اسلام می شوند، نماز می داند: فَإِنْ تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّکَاةَ فَإِخْوَانُکُمْ فِی الدِّینِ وَنُفَصِّلُ الْآیَاتِ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ (11توبة) خیلی برایم تعجب آور بود وقتی افراد زیادی را مشاهده نمودم که با کمال بی پروایی نماز واجبشان را ترک نموده، ظهر رمضان سفره پهن می نمایند و ادعای مسلمان بودن و پیروی از بزرگان دین دارند؛ آیا در قیامت انتظاری غیر از اینست که بزرگانی مانند ابوبکر و عمر و عثمان و علی و سایر أئمه (رضی الله عنهم اجمعین) از اینگونه افراد بیزاری جویند؟
هنگامی که خداوند در قیامت أئمه را با این پیروان دروغین روبرو کند أئمه چه می گویند؟ آیا جوابی غیر از جواب عیسی که فرمود : مَا قُلْتُ لَهُمْ إِلَّا مَا أَمَرْتَنِی بِهِ أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ رَبِّی وَرَبَّکُمْ...(مائدة 117) از ایشان انتظار دارند.
از خداوند عزوجل می خواهیم که هدایت نصیب همه ما بگرداند خصوصا آنهایی که خود را مسلمان می دانند اما چنان در خواب غفلت فرو رفته اند که از دایره ی بندگی خدا نمودن هم خارج شده اند.
و در آخر عید قربان ، جشن بزرگ رستگاری در بندگی نمودن پروردگار جهان مبارک باد.
... وَلَا تَقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ إِنَّ اللَّهَ کَانَ بِکُمْ رَحِیمًا (29) وَمَنْ یَفْعَلْ ذَلِکَ عُدْوَانًا وَظُلْمًا فَسَوْفَ نُصْلِیهِ نَارًا وَکَانَ ذَلِکَ عَلَى اللَّهِ یَسِیرًا(30)سوره نساء
و خودتان را نکشید ، همانا خداوند نسبت به شما بسیار مهربان است و کسی که این کار دشمنانه و ظالمانه را انجام دهد پس او را به آتش دوزخ خواهیم رساند و این کار بر خدا بسیار آسان است.
شکی نیست که استعمال دخانیات (سیگار ، قلیان و ...) با توجه به آیات قاطع قرآن کریم حرام و مخالفت صریح با فرمایشات خداوند عز و جل است زیرا خداوند عزوجل در آیه 157 سوره اعراف یکی از وظایف اعلامی خاتم الأنبیاء را تحریم ناپاکیها می داند «...وَیُحِلُّ لَهُمُ الطَّیِّبَاتِ وَیُحَرِّمُ عَلَیْهِمُ الْخَبَائِثَ ...» و شکی نیست که دخانیات برای بدن از ناپاکیها است زیرا هر شخص سالم آن را نامطبوع می داند و هم زیان و مرگباریش از نظر علمی کاملا ثابت شده است.
ظاهرا چندی قبل از طرف مسئولین تنبیهاتی برای دانشجویان سیگاری رشته های پزشکی در دانشگاهها اعمال گشت که به مذاق بعضی افراد ناخوشایند آمد ، اما آیا واقعا این برخوردها شدیدتر از جرمی است که اینگونه افراد انجام میدهند؟
پزشکان پرچمداران گسترش سلامت در جامعه هستند و به اندازه ای که افراد جامعه به گفتار و رفتار پزشکان در زمینه های سلامت جسمی توجه می کنند به هیچ قشر دیگری در این زمینه توجه نمی کنند و حق هم همین است، حال اگر پزشکانی به هر علتی دخانیات استعمال نمایند این جنایتشان تنها متوجه خودشان نیست ،بلکه جان بسیاری افراد را به خطر می اندازند.
باید توجه داشته باشیم که اگر ما در منصبی باشیم که علاوه بر صالح بودن ، اصلاح نمودن نیز بر عهده ی ما باشد وظیفه ی ما بسیار سنگین تر است و چه بسا یک اشتباه که برای دیگری کوچک باشد برای ما جنایتی بزرگ باشد.
واقعا بیندیشیم آیا دریک جامعه:
اگر نیروهای نظامی که وظیفه شان ایجاد امنیت است با اسلحه شان به مردم حمله نمایند ،
حکومت که وظیفه اش ایجاد هماهنگی وانسجام است ایجاد گسستگی و تفرقه نماید ،
علمای دینی که وظیفه شان گسترش عبادت خدا و دوری جامعه از شرک است خود به گناه و خرافات دچار شوند
جامعه چگونه خواهد شد؟
و آیا جرم و خطر اینها برابر است با :
اراذل و اوباشی که بر کسی اسلحه بگیرند؟
بیگانگان و دشمنانی که سعی در ایجاد تفرقه و سست نمودن جامعه داشته باشند؟
افراد نادانی که دچار معصیت و اعمالی شرک آلود شوند؟
هرگز!
پس برای حفظ سلامت جامعه نه تنها این بر خوردها ضعیف است بلکه باید تدابیری اندیشیده شود که اینها هرگز به جایی نرسند که مردم به عنوان الگوی سلامت به ایشان نگاه کنند در حالی که با عملشان گسترش دهنده ی مرض و مرگ و نابودی هستند.
خدا نگهدار تا دو ماه دیگر.
دیشب در اخبار 20:30 مسئله ی کلاهبرداری به نام ... که سالها قبل به کنگ نیز آمدند وبا استقبال عده ی کثیری از همشهریان ساده لوح روبرو شدند را یاداور شد که چگونه با یک ادعای احمقانه شفا بخشی و انرژی درمانی، اموال بسیاری را چپاول و با خود از کشور خارج نمودند و از محاکمه گریختند.
این مسئله سوالی در ذهن بنده ایجاد کرد که اگر بار دیگر این کلاهبردار برگردد آیا مردم استقبال خواهند نمود یا درس عبرت گرفته اند؟
بگذریم....
مسئله ای در شهرما چند وقتی است در جریان است که به هیچ وجه برای بنده قابل توجیه و معقولانه نیست و آنهم طرحهایی است که از طرف ... اعلام شده و به هدف کمک به نیازمندان مقداری پول از افراد دریافت می شود وادعا می شود که پس از چند ماه با اضافه نمودن پول خیریه بر آن پولهای دریافتی وسائلی همانند کولر و حتی جدیداً ماشین به ثبت نام کنندگان تحویل داده می شود و مقدار مبلغ دریافت شده از ثبت نام کننده چیزی در حدود نصف قیمت آن اشیاء است.
بنده در این مقاله قصد هیچگونه توهینی به شخصیتی که این طرحها را اعلام می کند ندارم و حق هم ندارم تاوقتی که کار خطایی از شخصی به اثبات نرسیده ،نسبت ناشایستی بدهم و در حال حاضر وی نزد بنده محترم است، اما چند ایراد در این طرح می بینم که اگر پاسخی باشد مایلم همشهریان محترم در قسمت نظرات آن پاسخها را بدهند.
1- مطمئناً اموال خیریه محدود است و اینگونه نیست که هر اندازه مردم ثبت نام نماید بتوان برای آنها تهیه نمود و پاسخگو شد، چگونه است که در این طرح محدودیتی برای تعداد ثبت نام کنندگان نمی بینیم؟!
2- مطمئنا خیرین اگراموالی برای خیر داشته باشند به فقرا و نیازمندان می دهند، چگونه است که در این طرح هر کسی می تواند ثبت نام نماید؟!
3- اگر واقعا اموال خیریه ای در کار است ، آیا اولویت ندارد به فقرایی که همین مقدار پول برای ثبت نام هم ندارند تعلق گیرد؟
4- اگر مقداری دقت نماییم می بینیم که با توجه به تحویل دادن وسائل به برخی افراد که در سری اول ثبت نام نموده اند و تبلیغات طبیعی این افراد، هم اکنون افراد بسیار زیادی به این طرح هجوم آورده اند و شاید این اموال به صدها میلیون برسد ، آیا ضروری نیست که وقتی پای این همه اموال مردم در میان است ، افرادی که پول می دهند مدرک قانونی داشته باشند تا اگر مشکلی پیش آمد بتوانند مطالبه حق خود بنمایند ، زیرا تحویل دادن فتکوپی شناسنامه وعکس و فیش واریز به حساب بانکی حقی را برای افراد اثبات نمی کند ومدرکی قانونی به حساب نمی آید.
و در آخر نیز به کسانی که در اینگونه طرحها اموالشان را صرف می کنند یاداوری می نمایم که اگر مشکلی برای اموالشان پیش آمد فقط باید خود را مقصر بدانند و حق ندارند آن را از چشم قرآن و اسلام و اندیشمندان دینی بدانند فقط به آن خاطر که طرف حسابشان حافظ قرآن یا خطبه خوان یا امام نماز تراویح بوده است ،زیرا سفارش مؤکد قرآن بر آنست که مسائل مالی باید قانونی و ثبت شده باشد و خداوند عزوجل طولانی ترین آیه ی قرآن را صرف این مسئله نموده است: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا تَدَایَنْتُمْ بِدَیْنٍ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى فَاکْتُبُوهُ....
الشَّمْسُ وَالْقَمَرُ بِحُسْبَانٍ () وَالنَّجْمُ وَالشَّجَرُ یَسْجُدَانِ (6 - سوره رحمن)
ارتباط در سخنگویی یکی از مسائل مهم در یک بیان زیبا است و مطمئنا قرآن کریم که کاملترین و زیباترین سخنها است از این فن بهره ی کامل برده است هر چند به علت ارتباط عمیق در بعضی موارد و قصور فکر عده ای باعث می شود که ایشان با فهرست کردن برخی آیات که ارتباتشان برای ایشان مورد فهم نشده است بگویند که قرآن به ارتباط کلام اهمیتی نمی دهد ، اما در واقع این سخنی نابخردانه و توهین آمیز نسبت به قرآن است.
یکی از موارد بسیار زیبایی که قرآن برای ارتباط کلام از آن بهره برده است ، استفاده از کلماتی است که دارای دو معنا می باشند و این دو معنا همانند حلقه ی زنجیری پیش و پس خود را به هم مرتبط می سازد.
بنده در کلاس تفسیرم به دو مورد از آن بر خوردم که زیباست به آن توجه نماییم:
الشَّمْسُ وَالْقَمَرُ بِحُسْبَانٍ () وَالنَّجْمُ وَالشَّجَرُ یَسْجُدَانِ (6 - سوره رحمن)
در این آیه از کلمه ی "نجم" برای اتصال استفاده شده است زیرا نجم در لغت عربی به معنای ستاره آمده است و این معنا با خورشید و ماه ارتباط مشهودی دارد و معنای دیگر آن بوته ی گیاه است که با درخت که بعد از آن آمده است ارتباط نزدیکی دارد.
مورد دیگر:
إِنَّ الْمُجْرِمِینَ فِی ضَلَالٍ وَسُعُرٍ (47) یَوْمَ یُسْحَبُونَ فِی النَّارِ عَلَى وُجُوهِهِمْ ذُوقُوا مَسَّ سَقَرَ (48-قمر)
در این آیه کلمه ی "سعر" همانند پل ارتباطی عمل می کند و حال کافران در دنیا و آخرت را به هم اتصال می دهد:
سعر در لغت به معنای دیوانگی آمده است که با "ضلال:گمراهی" که قبل از آن است ارتباط تنگاتنگی دارد و در این معنا حکایت حال دنیا را دارد و معنای دیگرش "آتش" است که با آیه ی بعد پیوند می خورد و در این معنا حکایت حال آخرت را دارد.
پس خداوند عزو جل پاک و منزه است از اینکه سخنان بی ربط و از هم گسسته بگوید پس همیشه آیات قرآن را در جایگاهش در نظر بگیریم واز کسانی که برای بر کرسی نشاندن نظر یا مذهب و طریقت خویش ، مارا از توجه کلی باز می دارند تبری جوییم.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ () الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ () مَالِکِ یَوْمِ الدِّینِ () إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ () اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ () صِرَاطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَلَا الضَّالِّینَ ()
پیامبر خدا صلوات الله و سلامه علیه درحدیثی قدسی می فرمایند:
«خداوند بلندمرتبه می فرمایند: نماز(یا سوره ی فاتحه) را بین خودم و بنده ام به دو نصف تقسیم نموده ام و برای بنده ام چیزی است که درخواست کند. پس هنگامی که گفت الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ خداوند می گوید بنده ام مرا حمد گفت. و هنگامی که گفت الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ خدا می گوید : بنده ام خوبی مرا بیان کرد و هنگامی که گفت مَالِکِ یَوْمِ الدِّینِ خداوند می گوید: بنده ام مرا به بزرگی یاد نمود. یا می گوید: بنده ام کارهایش را به من واگذار نمود. وهنگامی که گفت إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ خداوند می گوید :این بین من و بنده ام هست و آنچه بنده ام بخواهد به او می دهم. هنگامی که گفت اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ () صِرَاطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَلَا الضَّالِّینَ خداوند می گوید این برای بنده ام هست و آنچه درخواست نمود به بنده ام دادم.(صحیح مسلم-کتاب الصلاة- بَاب وُجُوبِ قِرَاءَةِ الْفَاتِحَةِ فِی کُلِّ رَکْعَةٍ)
برادران مسلمان ! در این قسمت می خواهیم مختصری در مورد با عظمت ترین سوره ی قرآن سخن بگوییم سوره ای که پیامبر خدا فرموده اند: « قسم به آنکه جانم در دست اوست؛ خداوند ، نه در تورات و نه در انجیل و نه در زبور و نه در قرآن همانند این سوره را نازل ننموده اند همانا این سوره سبع المثانی است.»مسند احمد –مسند ابی هریرة- ش8328
این سوره مزین به نامهایی دیگر از جمله فاتحة الکتاب ، أم الکتاب ،أم القرآن و القرآن العطیم و الحمد می باشد که هر کدام گویای زوایایی از عظمت این سوره می باشند.
سوره ی فاتحه سوره ای است که تأثیرات عجیبی دارد و به این خاطر ما شبانه روز، بارها و بارها آن را تکرار می کنیم،اما حیف که به معانی و أهداف و دروس عظیم این سوره توجه کافی نداریم.کدامیک از ما است که هرگاه این سوره را در نماز می خواند بیاد بیاورد که مستقیما با خدا در حال سخن گفتن است و خداوند پاسخ او را می دهد؟
پس بیایید به این سوره برگردیم و نظری تازه در این سوره بیفکنیم تا این سوره راهنمای ما تا قیامت شود.
ابتدای سوره را با نام الله شروع می کنیم و از آن تبرک می جوییم ، اسم الله عظیمترین اسمی است که هرگاه انسان به آن متوسل شود و چیزی بخواهد به او داده می شود و مورد اجابت قرار می گیرد و رحمان به رحمت بیکران خداوند بر همه ی موجودات أعم از انسانها و جنیان، مسلمان و کافر و ... در این دنیا اشاره می نماید و رحیم ،اشاره به رحمتی است که خاص بندگان مؤمن خدا می باشد.
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ() الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ (): در این آیات بنده اقرار می کند که تمامی حمد و سپاسها مخصوص خداوند است که در هر لحظه به جهانیان توجه دارد و آنها را پرورش می دهد و مربی همه ی موجودات است و رحمتش بر همه سایه افکنده است.
شکر و سپاسگداری نمودن خداوند به سه گونه است که یک بنده باید به هر سه توجه داشته باشد:
اولا شکرگذاری قلبی: بنده باید همیشه نعمتهایش را از جانب خدا بداند چنانکه خداوند می فرماید: «ومابکم من نعمة فمن الله:هر نعمتی که شما دارید از جانب خدا است» و زمانی که این را درک کرد ، دلش پر از محبت خداوند می گردد.
ثانیاً شکرگذاری زبانی : یعنی بنده همواره زبانش به یاد خدا و تسبیح و حمد گویی خداوند مشغول باشد.
ثالثاً شکرگذاری عملی : یعنی بنده از تمامی نعمتهایی را که خداوند در اختیارش قرار داده در راه طاعت خدا استفاده نماید و در گناه قرار ندهد و این شکر گذاری حقیقی است چنانکه شاعر می گوید: دو صد گفته چون نیم کردار نیست.
مَالِکِ یَوْمِ الدِّینِ : در این آیه بنده بیاد می آورد که روزی در پیش دارد که باید حساب پس دهد و در مقابل کارهایش جوابگو باشد و آن روز، روزقیامت است، روزی که فرمانروا (ملک) و صاحب (مالک) آن صحنه فقط خدا است و همچون دنیا نیست که کسی جرأت داشته باشد ادعای فرمانروایی یا تملک کند بلکه همه از هیبت خداوند خاموش گشته اند.
إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ: اینجا است که بنده می داند که تنها راه نجات از سختیهای آن روز پرستش خالصانه ی خدا است و در این مسیرش فقط باید از خدا کمک بخواهد.
در این آیه نکات بسیار ظریف و قابل تأملی نهفته است:
• آیات قبل خداوند به در سیاق غایب قرار داشت اما اینجا سیاق قبل به هم زده شد و به صورت مخاطب آمد یعنی به جای اینکه بنده بگوید او را می پرستیم ، می گوید تو را می پرستیم و از تو کمک می خواهیم.این تغییر سیاق می خواهد بفهماند که بنده در ارتباطش با خدا نیاز به هیچ واسطه ای ندارد و خداوند از رگ گردنش به او نزدیکتر است، بلکه این واسطه ها هستند که اگر به وجود آیند ، کم کم رشد نموده و تبدیل به بتی در مسیر بندگی می شوند. پس بهانه ی استفاده از واسطه جهت نزدیک شدن به خداوند مردود و تکرار سخن مشرکان است که می گفتند : « مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِیُقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ زُلْفَى:آنها را نمی پرستیم مگر به خاطر اینکه ما را به خدا نزدیک نمایند»(زمر-3)
• در این آیه و آیات بعد بندگان با ضمایر جمع با خدایشان سخن می گویند، یعنی به جای آنکه بگوییم «تورا می پرستم...» می گوییم «تورا می پرستیم» حتی اگر به تنهایی سوره را بخوانیم هم فرقی ندارد و رمز این نکته در آنست که خدا کارها و عبادات ما را با جماعت دوست دارد و گوشه گیری و دور شدن از جامعه را حتی در عبادت هم نمی خواهد.
• رمز موفقیت در کارهایمان ، کوشش و تلاش همراه با کمک خواستن از خداوند است یعنی از ما حرکت و از خدا برکت و موفقیت است و این آیه به هر دو قسمت اشاره می کند و مضمون حدیث رسول خدا (ص) نیز همچنین است که هیچ بنده ای تنها با عملش به بهشت نمی رود بلکه رحمت و بخشش خداوند عمل بنده را دربر می گیرد و بنده به پیروزی ابدی می رسد.
• همیشه برای رساندن یک معنا، جمله ای بهتر است که با کلمات کمتر بیان شود پس چرا به جای «إیاک نعبد وإیاک نستعین» نیامده است «نعبدک ونستعینک»؟ جواب : ایاک نعبد وإیاک نستعین دلالت بر حصر می دهد یعنی عبادت و کمک خواستنمان فقط از خدا است نه از کسی دیگر ، پس در زندگیمان توجه کنیم که از غیر خدا طلب کمک معنوی نکنیم و همیشه «یا الله» برزبانمان باشد نه کسی دیگر.
اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ () صِرَاطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَلَا الضَّالِّینَ () : و در آخر بنده بهترین خواسته ها را از بهترین اجابت کنندگان می خواهد؛ یعنی هدایت به راه راست و کسانی که به آنها نعمت داده است را از پروردگار طلب می کند و واضح است که مقصود از نعمت در اینجا آب و غدا و امکانات زودگذر دنیوی نیست ، بلکه ایمان و عمل صالح است که پیامبران و راستگویان و شهیدان و نیکوکاران بهرمندترین افراد از این نعمت بودند چنانکه خداوند می فرماید: وَمَن یُطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُوْلَئِکَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِم مّنَ النَّبِیّینَ وَالصّدّیقِینَ وَالشُّهَدَاء وَالصَّـالِحِینَ وَحَسُنَ أُولَئِکَ رَفِیقاً [النساء:69].
همچنین از دو راه به خدا پناه می برد که در آن دو راه قرار نگیرد و آن دو راه یکی عمل ناشایست نمودن با وجود داشتن علم و هدایت است و دیگری جهالت و نداشتن دانش ، زیرا از آیات و احادیث چنین بر می آید که نمونه بارز کسانی که شامل «مغضوب علیهم» می شوند یهودیان هستند زیرا ایشان با وجود اینکه صفات پیامبران در کتابشان آمده بود و راه هدایت را می شناختند ، پیامبران را می کشتند و حاضر به پیروی از راه صحیح نبودند چنانکه خداوند درباره ایشان می فرماید: « وَبَاءُوا بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ ذَلِکَ بِأَنَّهُمْ کَانُوا یَکْفُرُونَ بِآیَاتِ اللَّهِ وَیَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ بِغَیْرِ الْحَقِّ ذَلِکَ بِمَا عَصَوْا وَکَانُوا یَعْتَدُونَ (61بقره)»و نمونه بارز «ضالین» هم نصاری هستند زیرا کتاب آسمانی خود را از دست دادند و پیرو دست نوشته های خود شدند که هر چند به آن عمل می کردند ، چیزی جز گمراهی نبود چنانکه خداوند درباره ایشان می فرماید: « قَدْ ضَلُّوا مِنْ قَبْلُ وَأَضَلُّوا کَثِیرًا وَضَلُّوا عَنْ سَوَاءِ السَّبِیلِ [المائدة: 77].»
پس هر چه در این سوره تأمل کنیم به عظمت این سوره بیشتر پی می بریم و این سوره در واقع فشرده ی تمامی قرآن را در خود نهفته است.
الَّذِینَ یَلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعِینَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ فِی الصَّدَقَاتِ وَالَّذِینَ لاَ یَجِدُونَ إِلاَّ جُهْدَهُمْ فَیَسْخَرُونَ مِنْهُمْ سَخِرَ اللّهُ مِنْهُمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ ?79توبه?
کسانى که بر مؤمنانى که از روى میل صدقات مىدهند عیب مىگیرند و همچنین از کسانى که جز به اندازه توانشان نمىیابند عیبجویى مىکنند و آنان را به مسخره مىگیرند بدانند که خدا آنان را به مسخره مىگیرد و براى ایشان عذابى پر درد خواهد بود (79)
در مورد سبب نزول این آیه چنین آمده است:
«هنگامی که آیه ای مبنی بر تشویق به صدقه نازل گشت مردی صدقه ی بسیار نمود ، پس گفتند : او ریاکار و خودنما است و مردی دیگر یک صاع(چهار پر دستها)صدقه نمود، پس گفتند : خدا از این یک صاع بی نیاز است . خداوند این آیات را نازل فرمود و عذابی دردناک را برای ایشان وعده داد.{صحیح بخاری و مسلم}
یکی از عادات پستی که در بعضی افراد منافق صفت یافت می شود ایراد گرفتن بر کارهای نیک است، و انگار آنها مسئول قبول یا مردود دانستن أعمال مردم می باشند و خداوند این کار را به آنها محوّل نموده است.
صفت این افراد به گونه ای است که سعی می نمایند نسبت به هر کار نیکی که انجام می شود ایراد بگیرند حال چه این کار بزرگ و چه کوچک باشد و چه بسا کارهای ناشایست بسیاری صورت پذیرد و هیچ واکنشی از خود نشان ندهند.
در واقع ریشه ی این صفت به مرضی بر می گردد که درون خود آنها نهفته است و چون خودشان هیچگونه کار نیکی از دستشان بر نمی آید مگر اینکه غرض سوءی در آن باشد، برایشان در مورد سایر افراد هم قابل تصور نیست که کار نیکی بدون غرض بد انجام دهند و واقع امر اینست که با هر بار متهم کردن دیگران درون پست خود را متهم می نمایند.
پس به یاد داشته باشیم که عیبجویی و ایراد گیری از فعالیتهای نیک همیشه به قصد اصلاح و پیشرفت نیست و اگر در کارهایمان به هر عیب جویی توجه نماییم چیزی جز از دست دادن دستاوردهایمان نصیبمان نمی شود.
شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآَنُ هُدًى لِلنَّاسِ وَبَیِّنَاتٍ مِنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ فَمَنْ شَهِدَ مِنْکُمُ الشَّهْرَ فَلْیَصُمْهُ وَمَنْ کَانَ مَرِیضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَیَّامٍ أُخَرَ یُرِیدُ اللَّهُ بِکُمُ الْیُسْرَ وَلَا یُرِیدُ بِکُمُ الْعُسْرَ وَلِتُکْمِلُوا الْعِدَّةَ وَلِتُکَبِّرُوا اللَّهَ عَلَى مَا هَدَاکُمْ وَلَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ (185) وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْیَسْتَجِیبُوا لِی وَلْیُؤْمِنُوا بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ (186بقره)
ماه رمضان ، قرآن در آن نازل شده که حاوی هدایت برای مردم و روشنگر هدایت و جدایی (حق از باطل) است ؛ پس کسی که این ماه را دریافت ، روزه بگیرد و کسی که مریض یا در سفر بود به آن تعداد از روزهای دیگر روزه رود ؛ خداوند نسبت به شما آسانی می خواهد و سختی نمی خواهد تا تعداد (روزه های رمضان )را کامل کنید و خدا را به خاطر اینکه شما را هدایت داده بزرگ دارید و شاید شکرگذار باشید.
وزمانی که بندگانم درباره ی من سؤال می کنند ؛ همانا من نزدیکم و می پذیرم دعای دعا کننده را آنهنگام که دعا می کند پس آنها هم باید آنچه من خواستم رعایت کنند و به من ایمان آورند ؛ به امید آنکه راهیاب شوند.
ماه رمضان در راه است ماهی که حال و هوایش با دیگر ماهها تفاوت دارد و شور وهیجان خاصی در دلها احساس می شود.
آیا تابحال اندیشیده ایم که علت اهمیت و برتری این ماه چیست و چه چیزی به این ماه بها داده است؟ بله ؛ آنچه این ماه را ارزشمند کرده است ، قرآن است ؛ این ماه با تمام فضیلتهایش ظرفی بیش نیست ، ظرف زمان نزول قرآن.
ما برای این ظرف چه آماده کرده ایم؟
آیا غذاهای رنگارنگ را برای استفاده در این ظرف زمانی آماده کرده ایم؟
آیا مجالسی را برای بازیهای شبانه در نظر گرفته ایم؟
یا اینکه دلهایمان را برای درک قرآن در این ماه صیقل داده ایم؟
چه بدبخت است آن که گوهر آیات قرآن را در این ظرف رها کند وخاطره ای جز گرسنگی و غذا از این ماه نصیبش نگردد.
پس بیایید از هم اکنون دلهایمان را برای قرآن خالص گردانیم و برنامه هایی برای خود بریزیم تا از قرآن در این ماه بی بهره نگردیم.
یَسْأَلُونَکَ عَنِ الْأَهِلَّةِ قُلْ هِیَ مَوَاقِیتُ لِلنَّاسِ وَالْحَجِّ وَلَیْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُیُوتَ مِنْ ظُهُورِهَا وَلَکِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقَى وَأْتُوا الْبُیُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ (189)
در باره هلالها از تو مىپرسند بگو آنها براى شمارش اوقات مردم و موسم حجاست و نیکى آن نیست که از پشتخانهها درآیید بلکه نیک آن است که تقوا پیشه کند و به خانهها از در آنها داخل شوید و از خدا بترسید باشد که رستگار گردید (189)
گاهی اوقات مشاهده می نماییم که عده ای انتظار بیش از حد از وحی و قرآن دارند و می خواهند طبق خواسته ی آنها وحی از حوزه ی خود بیرون رود ، و علوم مختلفی که انسانها با گذشت زمان آن را کسب می نمایند بیان نماید درحالی که قرآن از پرداختن به این امور خودداری می نماید بلکه به بیان امور اجتماعی که ضرورت اصلاح جامعه است و امور غیبی که منفعتش اصلاح جامعه بوده وتنها راه دریافتش وحی است می پردازد و راه را بر عقل تنگ نمی نماید.
در آیه ی مذکور یاران پیامبر در مورد علت تغییر شکل هلال ماه می پرسند ولی وحی از پاسخ واقعی سوال ، که علمای نجوم بیانش می کنند ، طفره رفته و حکمتش را بیان می نماید و شایسته نمی داند خانه ای که در دارد، از پشت بامش ورود شود زیرا علومی که راهش از طریق عقل و پیشرفت برای انسانها میسر است اگر وحی در آن دخالت کند همچون رها کردن درب منزل و رفتن از پشت بام می ماند.
پس هرگز گول یاوه گویانی که قرآن را کتابی معرفی می نمایند که همه ی علوم در آنست نخوریم ، بلکه قرآن به تخصص اهمیت می دهد و پیمودن راهها را از مسیرش و وارد شدن به خانه ها را از دربش می پسندد و تقوا را در راه صحیح و نیک رفتن می داند.
